|
دوشنبه 23 آذر1388 :: 1:6 بعد از ظهر :: نويسنده : گل نرگس تو
شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آنرا از تو گرفتند
عشق بورز به آنها که دلت را شکستند دعا کن برای آنها که نفرینت کردند درخت باش به رغم تبرها بهار شو و بخند که خدا هنوز آن بالا با ماست ![]()
جمعه 20 آذر1388 :: 10:55 قبل از ظهر :: نويسنده : گل نرگس تو
روزتولدت شد ونيستم اما کنار تو کاشکي مي شد که جونموهديه بدم براي تو درسته مانمي تونيم اين روز و پيش هم باشيم بيابهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم ميخوام برات تو روياهام جشن تولدبگيرم ازلحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عکس بگيرم من باشم و تو باشي وفرشته هاي آسمون چراغوني جشنمون.ستاره هاي کهکشون به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم هرچي غم و غصه داري يک شبه آتيش بزنم تو غمهات و فوت بکني منم ستاره بکارم کهکشونو ستاره هاش دريا و موجج و ماهياش بيابونا وبرکه هاش بارون وقطره قطرهاش باهفت تا آسمون پراز گلاي ياسو ميخک بال فرشته هاو عشق واشتياق وپولک عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک فقط مي خوان بهت بگن:
تولدت مبارک ![]()
پنجشنبه 19 آذر1388 :: 1:0 بعد از ظهر :: نويسنده : گل نرگس تو
آن زمان كه خدا تو را آفريد به فكر نا اميدي دل من بود توان زندگي پيدا كردم دوباره رنگ گرفتم دوباره نفس كشيدم دوباره خنديدم و دوستت داشتم ![]()
پنجشنبه 19 آذر1388 :: 10:58 قبل از ظهر :: نويسنده : گل نرگس تو
چه لطيف است حس آغازي دوباره،
و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس... و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن! و چه اندازه شيرين است ... روز ميلاد... روز تو! روزي که تو آغاز شدي!
![]()
پنجشنبه 19 آذر1388 :: 10:51 قبل از ظهر :: نويسنده : گل نرگس تو
امشب شعري نخواهم نوشت بيست ونه شمع را
ققنوسم من امشب ![]()
چهارشنبه 18 آذر1388 :: 12:57 بعد از ظهر :: نويسنده : گل نرگس تو
خدا به حوا گفت :
آغوش آدم را نچش و سيب ممنوعه را نخور وگرنه به دوزخ مي روي و از بهشت رانده ميشوي. حوا به خدا گفت : آغوش آدم را چشيده ام و سيب ممنوعه را خورده ام... آغوش آدم خودش بهشت بود ![]()
دوشنبه 16 آذر1388 :: 10:44 قبل از ظهر :: نويسنده : گل نرگس تو
عقربه هاي ساعت... تيك تاك... تيك تاك... ميگذره... آره چه زود ميگذره.
يه جمله خوب الان خوندم كه اين بود : وقتي عاشق هستي معشوقت رو به اندازه ي زمان و وقتي كه براش صرف ميكني دوست داري چون تو زندگي هيچي به اندازه ي زمان واسه يك شخص ارزش نداره... تيك تاك... و اين لحظه هاي عمر من هستش كه عزيزم.. محمدرضاجونم.. به تو هديه ميكنم و بالاتر از اين هديه اي برات هيچوقت نداشتم... پس لحظه هاي عمر من رو پذيرا باش كه من دوستت دارم ![]()
یکشنبه 15 آذر1388 :: 10:0 قبل از ظهر :: نويسنده : گل نرگس تو
هر که خدا را آنگونه که بايد پرستش و عبادت کند خدا بالاتر از آرزو و خواسته اش را به او مي بخشد
![]()
پنجشنبه 21 آبان1388 :: 10:32 بعد از ظهر :: نويسنده : گل نرگس تو
One song can spark a moment
![]()
پنجشنبه 7 آبان1388 :: 11:41 قبل از ظهر :: نويسنده : گل نرگس تو
نمی دونم به چه زبونی و چه طوری ازت بخوام که ببینمت
![]()
دوشنبه 4 آبان1388 :: 10:42 بعد از ظهر :: نويسنده : گل نرگس تو
عشق . عجله نكن . تمنايي داري ؛ پس صبوري كن و منتظر باش . انتظار ؛ هر چه عميق تر باشد حقيقت زودتر پديدار مي شود . تو دانه را كاشته اي ؛ اكنون در سايه بنشين و بنگر چه اتفاقي مي افتد . دانه شكسته خواهد شد ؛ شكوفا خواهد شد ؛ اما تو نمي تواني اين روند را سرعت ببخشي . آيا هر چيز به زمان نياز ندارد ؟! نتيجه را به خدا واگذار كن . اما گه گاه ناشكيبايي سر مي زند ؛ ناشكيبايي با طلب مي آيد ؛ اما ناشكيبايي مانع است . طلب را نگه دار و ناشكيبايي را دور بينداز . هيچ گاه ناشكيبايي را با طلب خلط نكن . با طلب ؛ اشتياق فراوان همراه است ؛ نه جان كندن . با ناشكيبايي جان كندن همراه است نه اشتياق فراوان . با اشتياق انتظار همراه است نه تقاضا . با طلب اشك هاي خاموش همراه است . با ناشكيبايي بي قراري و تقلا همراه است . به حقيقت نمي توان هجوم برد . حقيقت با تسليم به دست مي آيد . نه با تلاش و تقلا . براي فتح حقيقت بايد كاملاً تسليم آن شد ![]()
چهارشنبه 22 مهر1388 :: 6:48 قبل از ظهر :: نويسنده : گل نرگس تو
![]()
شنبه 18 مهر1388 :: 1:39 بعد از ظهر :: نويسنده : گل نرگس تو
خوشبختی داشتن دوست داشتنیها نیست
بلکه دوست داشتن داشتنیهاست ![]()
یکشنبه 12 مهر1388 :: 7:56 بعد از ظهر :: نويسنده : گل نرگس تو
یا صدام رو نشنیدی یا جواب ندادی خدایااااااااااااااااا چرا؟
![]()
پنجشنبه 9 مهر1388 :: 12:47 بعد از ظهر :: نويسنده : گل نرگس تو
خدایا همه چشم امیدشون به منه نا امیدشون نکن
خدایا می گن فردا نتایج میاد پس اسمم رو جز قبولی ها قرار بده خدایا مثل همیشه معجزه کن که تو مهربون ترین مهربانا هستی ![]()
دوشنبه 6 مهر1388 :: 8:54 بعد از ظهر :: نويسنده : گل نرگس تو
خدایا کمکم کن
امیدم به توی دانشگاه قبولم کن مثل همیشه کمکم کن ![]() |
||||